عبد الجليل قزوينى رازى

58

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و يكى كتاب خدا است ، و يكى سنّت مصطفى است ، پس اگر چنين بود كه رافضى مىگويد : « 1 » اجماع مهاجر و انصار كه ايشان بودند حكّام بر خلق ، و صدر اوّل بودند ، و ناقدان حضرت نبوّت « 2 » بودند در هيچ كار حجّت نبودى ؛ چه پوشيده نيست كه اهل حلّ و عقد و بنا « 3 » نهادن اساس دين و قواعد اسلام ايشان بودند باجماع ايشان چه حاجت بودى كه هركه به نسبت شريفتر بودى امام اعظم و سلطان اكبر او بودى و بسى بودند كه درجهء على داشتند » . امّا جواب « 4 » اين كلمات آنست كه عجب آيد از نقصان و قلّت فضل ناقلى كه در كلمتى « 5 » نادرست چندين تكرار بكند و چند لفظ بگويد كه محتمل يك معنى باشد و در جواب بعضى شروع « 6 » برفت و جواب همه ملزم شد . اما آنچه گفته است : « كه اجماع مهاجر و انصار كه ايشان حكّام بودند بر خلق و صدر اوّل بودند و ناقدان حضرت نبوّت بودند » اوّلا چون امامت فرع باشد بر اصل خواجه مكلّف « 7 » مخيّر « 8 » باشد و ترك فرعى از فروع پندارم كه نقصان ايمان نكند پس اين تقرير و تشنيع و تكرار كه خواجه مىكند بىفايده باشد و معنى « 9 » . امّا آنچه گفته است كه : « ناقدان حضرت نبوّت بودند » نميدانم كه ازين « ناقدى » چه خواسته است ؟ اگر آن ميخواهد كه نقد قرآن و اخبار كردندى اتّفاق است كه در عهد سيّد عليه السّلام با نزول جبرئيل و قرآن پندارم بقياس حاجت بنيفتد بدلالت اين آيت كه : وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى « 10 » و نيز

--> ( 1 ) - ح س : « پس اگر چنين بودى كه رافضى دعوى مىكند و ميگويد » . ( 2 ) - ث م ب : « حضرت رسالت نبوّت » . ( 3 ) - از جواب مصنف ( ره ) در دو مورد كه نقل كلام اين مؤلف معترض را مىكند چنان كه خواهد آمد برمىآيد كه اين كلمه در اصل كتاب بعض فضايح الروافض « بنياد » بوده است و قراين ديگر نيز آن را تقويت مىكند كه از آن جمله فارسى بودن « بنياد » است . ( 4 ) - از اين : « اما جواب » تا « و جواب همه ملزم شد » را دو نسخهء ح س ندارند . ( 5 ) - ب م : « حكمى » ث : « حكمتى » . ( 6 ) - كذا در همهء نسخ « ع ث ب م » و ح س هم اصلا ندارند چنان كه گفتيم و به نظر ميرسد كه « شروح » يا « شرح » ( هر دو بحاء مهمله ) باشد و بنابر صحت متن « شروع برفت » بمعنى « اقدام شد » خواهد بود . ( 7 ) - ث : « ميگفت » . ( 8 ) - ب : « مح ؟ ؟ ؟ ر » م : « مجبر » ح س : « مجبر » . ( 9 ) - يعنى : « و بىمعنى » . ( 10 ) - آيهء 3 و 4 سورهء النجم .